خاتـون محشر
فاطمه گوهر پنهان بقیع...
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از
اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می
یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم. مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده
می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد. ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو
شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر. تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم
از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه
سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است. ... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ،
به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم
میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) وروزمادر مبارک باد
بهشت
زیر قدمهای مادران است
. پیامبر اکرم (صليالهعليهوآله)
حق مادرت بر تو این
است که بدانی او تو
را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از
میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمیدهد
.
امام
سجاد (عليهالسلام)
خداوند به سپاسگزاری از
خود پدر و مادر
فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ،
خداوند را سپاس
نگفته است . امام رضا (عليهالسلام)
اسماء
ساكت بود و چيزى نمىگفت فرزندان زهرا عليهاالسلام وارد حجره مادر شدند و
مادر را بيجان يافتند آه از دل بيرون كرده و يكديگر را تسليت گفتند آنگاه
حسن عليهالسلام خود را روى مادر انداخته او را بوسيده و مىگفت: يا اماه
كلمينى قبل ان يفارق روحى بدنى. مادر با من حرف بزن پيش از آن كه روح از
بدنم مفارقت كند و آنگاه حسين عليهالسلام پاهاى مادر در آغوش گرفته و
مىگفت: يا اماه انا ابنك الحسين، كلمينى قبل ان ينصدع قلبى فاموت. مادر
من فرزندت حسينم با من حرف بزن پيش از آنكه دلم از كار بيفتد اسماء به
آنها دلدارى داده و مىگفت جگرگوشگان رسول خدا برويد در مسجد و از ماجراى
وفات مادر پدرتان را خبر دهيد. آنها از خانه به طرف مسجد دويدند و فرياد
برآورده: يا محمداه يا احمداه، اليوم جدد لنا موتك اذ ماتت امنا.
علامه اميني رحمتالله عليه صاحب الغدير آورده ، ميفرمايند : مادر چهار تا
ناله بين در و ديوار زد ، اول بابا شو صدا زد ، بعد علي رو صدا زد ، بعد
فضه رو به كمك خواست ، اما نالهي آخر صدا زد : مهدي جان بداد مادر برس .
يه بچه چهار پنج ساله ، دنبال مادرش باشه ، چنان جلو چشمش مادرشو بزنن ،
دست امام حسن تو دست مادر بود ، داره تو كوچه ميره ، قبالهي فدكو گرفته
خانم ، چنان خوشحاله امام حسن ، گفت الان ميرم به بابام ميگم چه غوغايي
كرد...نا نجیب اومد سر راهشون ، بخدا همهي روايتو هيچ وقت نتونستيم براتون
بگيم ، اما چنان زد مادر شو ، يه وقت ديد مادر با دست دنبالش ميگرده...
كوچههاي مدينه خيلي باريك بود ، اگر دو نفر ميايستادن تو كوچه ديگه راه
بند مياومد ، لذا طبيعيه ، اين نانجيب اينقد دستش سنگين بود ،چنان سيلي زد
تو صورت مادر اي واي ...
تاكنون لا جرعه از غم خوردهاي
تاكنون سيلي محكم خوردهاي
بار غم بر روي شانه بردهاي
مادرت را تا به خانه بردهاي
امام حسن فرمود تا تو كوچه مادرم دست منو گرفته بود اما وقتي مادرم افتاد
زمين تا خونه من دست مادرم را گرفتم اي واي...
ميان اين همه جمعيت تو كوچهها ، فاطمه خودشو به علي رسوند ، كمربند علي
رو گرفت گفت نميذارم ببرين آقامو ، گفت : مغيره چرا بيكار ايستادي ؟ فاطمه
رو از علي جدا كيند ، اينقدر زدن تا دست زهر از دامان علي جدا شد. لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید علي بن عيسي اربلي داستان شهادت فاطمه
(سلام الله عليها) را نقل کرده تاآنجا که مي گويد : هنگامي که زهرا (سلام الله
عليها) ازدنيا رفت و به شهادت رسيد ، پارچه اي بر روي پيکر
مطهر او کشيده شده بود ، أسماء گويد در اين وقت ، حسن وحسين
(عليهما السلام ) واردشده و گفتند : اي أسماء ! مادر ما ، درچنين وقتي نمي
خوابيد !؟ ؛ أسماء عرض کرد : اي فرزندان رسول خدا ، مادرتان
نخوابيده ، بلکه ازدنيا رفته است ! حسن ( عليه السلام ) که اين سخن را شنيـد ،
خود را روي بدن مطهـر مادر انداخـته و صورتـش را مي بوسيد و مي گفت : " مادر
جان ! پيش از آنکه جان از بدنم بيرون رود ، با من سخن بگو " (10) حسين (عليه السلام) پيش آمده ، پاي مادر
را مي بوسيد و مي گفت : " مادرجان من فرزند تو حسين هستم ، با من سخن
بگوي ، پيش از آنکه قلبم بشکافد ومرگم فرا رسد ! " (11) . . . . ( به نقل از کشف
الغمه جلد2 – صفحه 126 )
یا خاك چادر ميگيرم يا بازوي تو رو ميگيرم تا كه بازم
نيفتي
يا كنارت دارم هواتو يا كه باشونه هام برا تو عصا ميشم
نيفتي
بلند شو بيا بريم بيا جون بابا
بريم
تا تو رو نكشتند پاشو كه زودي از اينجا بريم
مادرمادر ميبيني دست منو مادر
، مادر رها نكن حسنو
چرا نگم كه چي پيش اومد چرا ميگي كسي نبايد ببينه گريه
هامو
تو كه تو كوچه يار نداشتي آخه بگو چرا نذاشتي صدا كنم
بابامو
تو رو كه تو كوچه ديد نامه رو گرفت و كشيد
به تو جسارت كرد و رفت ولي منو اصلا نديد
مادر ،مادر چطور آروم بگيرم ، مادر ،مادر ببين دارم
ميميرم
مادر مادر ميبيني دست منو مادر مادر رها نكن حسنو
كوچه سرد و تنگ و تاريك راه عبور خيلي باريك نفستو
ميگيره
اگه يهو بشن چشات تار بخوره سر به سنگ ديوار دیگه آدم
ميميره
ميدونم چرا ميزد آخه بودي تنها ميزد
ولي نميدونم دیگه چرا تو رو با پا میزد
مادر مادر تو كوچه ها زدنت ، مادر مادر چه بي هوا زدنت بانو دوباره ذکر تو و
فاطمیه شد من مانده ام که با چه برابر
بخوانمت بانو خدا یکی،تو یکی،اصلا
از چه رو باید که مریم،آسیه،هاجر
بخوانمت؟! دخت نبی و همسر مولا گمان
کنم زیباترست امّ پیمبر بخوانمت تا ادعای ابتر این قوم رو
کنم با آیه آیه سوره ی کوثر
بخوانمت رنگ رخت کبودیِ یک یاس حک
کنم یا بال و پر شکسته کبوتر
بخوانمت؟! کوچه...فدک...اراذل و
اوباش...مادرم!!! با اشک های چشم حسن،تر
بخوانمت "بازو"ی مرتضی،"درِ"خیبر
شکن بُدی حالا فتاده "دست"،پسِ "در"
بخوانمت محسن سپر برای تو و تو به
پشت در اینجا سزاست فاطمه سنگر
بخوانمت تنها به پشت در،لگد و میخ
وبعد از آن... من ناگزیر لاله ی بستر
بخوانمت بانوی آب و آینه بگذار
بگذرم با یک اشاره بانوی "آذر"
بخوانمت امروز "رهگذر" دگر از
پا،نفس فتاد بانو مدد بده که مکرر
بخوانمت بانو اجازه هست که مادر
بخوانمت؟! این فاطمیه با دل مضطر
بخوانمت؟! التماس دعا كتابهای زیر
اسنادی است از واقعیت ورود با جبر به خانه دخت نبی اكرم و شكنجه او آتش
زدن در لطفابه ادامه مطلب مراجعه کنید.. تاریخ وحديث
اهل
سنت و شيعه گواه شهادت جانكاهى است كه قافيه بزرگترين مرثيه تاريخ بشريت را
میسازد. كوشش پىگير هواداران بانيان اين مصيبت نتوانسته است آن را از
آخر اين مرثيه جانگداز پاك كند. و هيهات، هيهات. از نوك قلم پوزش مىطلبم و
او را به بردبارى و شكيبايى فرا مىخوانم تا شايد بتوانم فرياد تاريخ را
بر اين فاجعه جانگداز به رشته تحرير درآوردم. با عرض سلام وادب لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید... در پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:
سلام
نیت کرده ایم از فاطمه (س) بنویسیم از او بگوییم و بخوانیم اما این بار با فکر و دقت بیشتر
نیت کرده ایم -در حد خودمان لااقل- او را بشناسیم و الگویمان سازیم
نیت کرده ایم او را، زندگی او را، رهنمودهای او را در زندگی مان جاری کنیم
نیت کرده ایم از فاطمیون شویم در همه ی ابعاد زندگی اش لااقل در اندازه ی سعه ی خودمان
زهرا(س) را بین در و دیوار محصور و محدود کردن کار دشمنان اوست فاطمیه رفت اما فاطمه (س) در لحظه لحظه زندگی مان حضور دارد، باید حضور داشته باشد
التماس دعا


ادامه مطلب

ادامه مطلب


یکى از شبهاتى که از سوی عامه مطرح مىشود این است که جریاناتى چون سوزاندن
درب خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام و شهادت حضرت محسن علیه السلام در جریان
هجوم به خانه و ... همه از کارهاى زشت و ناپسندى است که آن را فقط شیعه نقل
کرده و فاقد اعتبار است. ما در این مقاله قسمتى از عبارات و روایاتی که
علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاکنون در کتابهاى خود نوشتهاند را
خواهیم آورد که تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذکور دارد.
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...
ادامه مطلب


1- سلیم بن قیس، صص 585، 863- 868.
2-
بحارالانوار، ج 22، صص 484- 485; ج 28، ص 269، 279- 299، 306- 309، 390،
411; ج 30، صص 348- 350 ج 31، ص 126; ج 43، ص 197; ج 95، صص 351- 354; ج
53، صص 14- 23.
3- عوالمالعلوم، ج 11، صص 400- 404، 441- 443.
4-
مؤتمر علماء بغداد، صص 135- 137.
5- اثبات الوصیه، ص 143.
6-
الصراط المستقیم، ج 3، ص 13; شعر برقى (متوفاى 245 ق).
7- المنتخب
طریحى، ص 161; شعر خلیعى (متوفاى 750 ق).
8- الغدیر، ج 6، ص 391، شعر
علاءالدین حلّى (متوفاى قرن هشتم).
9- الانوار القدسیه، صص 42- 44.
10-
ارشاد القلوب، به نقل از بحارالانوار.
11- الغارات.
12- الشافى فى
الامامه، ج 3، ص 241.
13- تلخیص الشافى، ج 3، ص 76.
14- الهدایة
الكبرى، صص 163، 179، 407، 408، 417.
15- حلیةالابرار، ج 2، ص 652.
16-
نوائبالدهور، ص 192.
17- فاطمة الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 2، ص 532.
18- خصائص الائمه، صص 47، 72.
19- مصباحالانوار.
20- الطرف،
صص 29- 34.
21- المحتضر، صص 44- 55.
22- الانوار النعمانیه.
23-
تجرید الاعتقاد، ص 402.
24- نهجالحق، صص 271، 272.
25-
كشفالمراد، صص 402، 403.
26- اللوامع الالهیة فى المباحث الكلامیة، ص
302.
27- مفتاحالباب، ابنمخدوم، ص 199.
28- الامامه، ابنسعد
جزایرى (خطى)، ص 81.
29- الرسائل الاعتقادیه، ص 444.
30-
كشفالغطاء، ص 18.
31- تشیید المطاعن.
32- الصوارم الماضیه، ص 56.
33-
مقتل الحسین مقرم، ص 389، به نقل از كاشفالغطاء.
ادامه مطلب

ادامه مطلب

ممکنه بفرمائید که آیا در مورد علت شهادت حضرت فاطمه(س) در کتابهای اهل تسنن هم چیزی اومده یا خیر؟؟؟
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان میگویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
ادامه مطلب

1- قطعا شاد بودن لازمه زندگی انسان است. و یکی از فضیلت های بزرگ در اسلام، شاد کردن دیگران است:
«پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: هر كه مؤمنى را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر كه مرا شاد كند، خدا را شاد كرده است.»[1]
«پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرموده اند: هر كه اندوهى از اندوههاى دنیا را از برادر مؤمن خود بزداید، خداوند هفتاد اندوه از اندوههاى آخرت را از او بزداید.»[2]
انسان باید از لذت های حلال بهره مند شود و قسمتی از اوقات خود را صرف آن کند و از این لذتها نیرو و نشاط کسب کند تا سایر امورش را انجام دهد:
حضرت علی (ع) می فرمایند: مؤمن را سه ساعت است؛ ساعتى كه در آن با پروردگار خود راز مىگوید و ساعتى كه در پى تحصیل معاش خویش است و ساعتى كه به خوشیها و لذات حلال و نیكوى خود مىپردازد.[3]
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید..
ادامه مطلب
قطعاً تمام آثار و برکاتی که در رابطه با برپایی مجالس عزادرای اهل
بیت عصمت و طهارت(ع) وجود دارد، در برپایی مجالس عزای سیدة النساء العالمین
حضرت زهرای اطهر(س) نیز وجود دارد. ما با شرکت در این مراسمات یا برگزاری
آنها، خود را به اهل بیت پیامبر (ص) نزدیک تر می کنیم، مناقب و کمالات آنها
را بیشتر می شناسیم و وظیفه خود در محبت اهل بیت (علیهم السلام) را انجام
می دهیم:
«قُلْ لا
أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى[شوری/23]
بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر
رسالتم درخواست نمىكنم جز دوستداشتن نزدیكانم [اهل بیتم]»
این
مجالس، مجالسی است که معارف دینی را نشر می دهد، و انسان را در پیمودن
مسیر الهی کمک می کند. خصوصا که تضرع و گریه در مصائب اهل بیت، پلیدی های
دل را می شوید و اثر گناهان در ایجاد قساوت را رفع می کند. و حضور در این
مراسمات، خود نشانه ای از تقوا است:
«مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ[حج/32]
هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد، این
كار نشانه تقواى دلهاست.»
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید...
ادامه مطلب
بنابراین با توجه به رحلت پیامبر
اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه
سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را
فاطمیة اوّل می خوانند.
ادامه مطلب
Design By : Night Melody


























